خلوت کوچه

title-tag

0005

 

هیچ مپرس از حال خرابم
دوری تو شد درد وعذابم
عشق است حرف وکلامم
راه است سخت ونتوانم
هر چند انتهای این قصه ندانم
تا آمدنت به انتظار می مانم
در خلوت کوچه باران زده
از عشق تو باز می خوانم
عمرمم گر دهد فرصت دیدار
خواهم هر شب مهتاب تو بمانم

 

پ.ن

کو آن حافظ که ببیند
من آن بنده شعرش
دست برنمیدارم از کتاب شعرش
تا نگیرم عشقم از فال شعرش

۹۳/۴/۱۴

ثبت شده در ۱۳۹۳/۵/۶ به شماره ۳۲۳۶۵۰ در سایت شعرنو

next-iconback-icon