انتهای خیال

title-tag

3193112

در باغ آرزوها
تو را هر لحظه
بخواب و رویا دیده ام

نفسم
با نفس تو
در آمیخته

هزاران بوسه
از لب های تو
چیده ام

تو بخواب بودی
تا سحر
دست هایت
بوسیده ام

به امواج
پر تلاطم
دریای سینه ات
جان به پاهای
تو سوده ام

همه ی اجزای وجودم
به کمند زلف تو
آویخته

به آرامش
در آغوشت
خوابیده ام

نیستی به کنارم
به سپیده
ببینی

ترانه ی وصل
در انتهای خیال
سروده ام

به جز تو
دیده از همه بریده
تمام هستی ام
به تو سپرده ام

****

پ . ن :

دنیا به چه ارزد …!
رنگین کمان
لبخند تو
در خانه ام نباشد

۲۶
۱۳۹۳/۴/۱۱

# مرتضی الماسی #

ثبت شده در ۱۳۹۳/۴/۱۱ به شماره ۳۱۹۳۱۱ در سایت شعرنو