رویای شبانه

title-tag

با نگاه سنگین آسمان
که همچون پوتک آهنی بود بر سرم

با لرزش بی صدای زمین
که همچون نیش ماری بود بر تنم

بیدار شدم از رویای شبانه

کیست که باور کند
راز نهفته در دلم

خسته از این دلسوختنم
شکایتم از غصه نیست

از این همه محبته
آسان گذشتی از برم
ای مظهر صداقتم

لایق ندانستی بیای
تو رویای شبانه ام

طیبه عبداللهی

ثبت شده در ۱۳۹۱/۱۰/۲۴ به شماره ۲۱۷۱۶۱ در سایت شعرنو

next-iconback-icon