بوسه

بیرون نیاید از سینه

نفسم …

لبم

به بوسه ای نگشایی

# مرتضی الماسی #

رقص لبانت

دلبری می کند

شبانگاهان

 مهتاب نگاهت

در برکه ی آغوشم

با رقص لبانت

# مرتضی الماسی #

نگار

بر بتخانه ی دل نگنجد

جز بت رخسار نگار

کفر است

بر خانه چو باشد

بت بسیار

# مرتضی الماسی #

آغوش تو

آغوش تو

تنها کوچه بن بستی هست

که راه برگشت ندارد

# مرتضی الماسی #

تیر نگاهت

از تو نتوانم گریخت
تا که نگاهم می کنی

چه فریبا با تیر نگاهت
شکارم می کنی

حلقه سیمین چون می شود
دست تو برگردنم

با جام شراب لبت
مدهوش و رامم می کنی

# مرتضی الماسی #

عطش بوسه

نگاهت
خواب از چشم هایم میدزدند
و بر لب هایم
عطش بوسه می کارند

# مرتضی الماسی #

موسم آشنایی‎

رسیده موسم  خوش آشنایی
 
بنوشم  از لبت  شراب نابی
 
ورق خورد، فصل ها به عشق 

ترانه

 
پیوند زند ، به مهر، دوست  جاودانی
 
 

# مرتضی الماسی #