تو آمدی

تو آمدی
پاک ترین و قدّیس محراب
سفیر نور و مهتاب

تعبیر رویا و خواب
قرار ، دل بی تاب

تن پوش سبز ، شعر ناب
زلال و پاکی و طراوت آب

شمیم نسیم بهار، سرمستی شراب

1395/12/11

# مرتضی الماسی #

میلاد عشق

زمان آبستن

عشق بی نهایتی بود

تا مهر ، خزان

ترانه ای شود

در دل زمستان

قلم ، پلی شود

برای وصل عاشقان

# مرتضی الماسی #


شروع نگاهت، سمفونی عشق می نوازد برای یک دوست دارم عاشقانه # طیبه عبداللهی #

ولنتاین 95

دیدگانت

به من آموختن ،

رسم پروانگی

لحظه هایم

با تو شد

به رنگ عشق و زندگی

#مرتضی الماسی #

کلاف لب هایم

کلاف لب هایم را

بر دوک آغوشت می پیچم

تو قدری طنازی کن

من تا سپیده

بدور تو می چرخم

# مرتضی الماسی #

لبخند تو

چگونه شب بخیر بگویم

وقتی تا سحر

عطر آغوش تو را نفس می کشم

و سپیده

با لبخند تو

به آفتاب سلام می کنم

# مرتضی الماسی #

نقاش ازل

نقاش ازل
چشم و جانت
از آن من کشید

هر کجا باشی
نگاهت با من است

# طیبه عبداللهی #

#مرتضی الماسی #

عشق

عشق

تنها در دست های ” تو ”

جوانه میزند

و در آغوشت

شکفته می شود

# مرتضی الماسی #