نیمکت قرارمان …

روی نیمکتی
بنشین
که جای منم باشه
توی قلبت
برا همیشه

کنار نیمکت قرارمان …
تا لحظه آمدنت …
به انتظار …
سر پا …
چشم به راهتم

# طیبه عبداللهی #
# مرتضی الماسی #

محراب لب یار

محراب همانست
از خویش رها گشته و
مست شوی

خواهی بر سر سجاده

یا بر لب یار

# مرتضی الماسی #

قافیه دلم

در هر مصرعی از شعرم

قافیه اش ” تو ” هستی

که گنج دلم نشستی

بی خیال وزن و قافیه شدم

از وقتی چشم های ” تو ” دیدم

# طیبه عبداللهی #

# مرتضی الماسی #

کلبه محبت

ترسیم میکنیم
زندگی را

در یک قاب کوچک
به نام عشق

و می سازیم
کلبه ای از محبت
برای قلب های بزرگمان

به رنگ عشق
با طعم بوسه
در آغوش هم

# طیبه عبداللهی #

# مرتضی الماسی #

بهار

فرقی نمی کند
بهار
کدامین روز و ماه باشد

وقتی ” تو ”
هر لحظه
در من متولد میشوی
ومن عاشق ترت می شوم

# مرتضی الماسی #