دستم
چون نمیرسد بر ” تو ”
بوسه
بر نقش رُخ ماهت میزنم
هر شب
# مرتضی الماسی #
دستم
چون نمیرسد بر ” تو ”
بوسه
بر نقش رُخ ماهت میزنم
هر شب
# مرتضی الماسی #
روی نیمکتی
بنشین
که جای منم باشه
توی قلبت
برا همیشه
کنار نیمکت قرارمان …
تا لحظه آمدنت …
به انتظار …
سر پا …
چشم به راهتم
…
# طیبه عبداللهی #
# مرتضی الماسی #
محراب همانست
از خویش رها گشته و
مست شوی
خواهی بر سر سجاده
یا بر لب یار
# مرتضی الماسی #
تمام دنیای من
در عمق نگاه تو
خلاصه می شود
# مرتضی الماسی #
سمفونی
زندگیم را
چه عاشقانه
با لب هایت می نویسی
# مرتضی الماسی #
جز نام ” تو ”
ننوشت
قلم بر دفتر عمرم
# مرتضی الماسی #
بتاب
چلچراغ آسمانم
شبم زیباست
با ” تو ”
# مرتضی الماسی #
در هر مصرعی از شعرم
قافیه اش ” تو ” هستی
که گنج دلم نشستی
بی خیال وزن و قافیه شدم
از وقتی چشم های ” تو ” دیدم
# طیبه عبداللهی #
# مرتضی الماسی #
ترسیم میکنیم
زندگی را
در یک قاب کوچک
به نام عشق
و می سازیم
کلبه ای از محبت
برای قلب های بزرگمان
به رنگ عشق
با طعم بوسه
در آغوش هم
# طیبه عبداللهی #
# مرتضی الماسی #
فرقی نمی کند
بهار
کدامین روز و ماه باشد
وقتی ” تو ”
هر لحظه
در من متولد میشوی
ومن عاشق ترت می شوم
# مرتضی الماسی #