نسیم زلف تو می برد
قایق آرزوهایم
به ساحل خوشبختی
. . .
# مرتضی الماسی #
نسیم زلف تو می برد
قایق آرزوهایم
به ساحل خوشبختی
. . .
# مرتضی الماسی #
سین سفره دلم
با سیب سرخ
لب های ” تو ”
تکمیل می شود
# مرتضی الماسی #
عشق
نه شعر است
نه غزل
نه نوشتنی است
نه خواندنی
عشق
لمس طعم بوسه
لبهایست
برای ما شدن
# مرتضی الماسی #
زندگی زیباست
وقتی باغبانش
” تو ”
باشی
# مرتضی الماسی #
می توانی !
تمام جغرافیای زن را
تصاحب کنی
اما !
برای تصاحب قلبش
باید راه قلبشو
بلد باشی
# مرتضی الماسی #
قلبی را که تو در آنی
دیگران را راهی نیست
# مرتضی الماسی #
چشم هایت چه رهزن
زبردستی ست
قلبم را به نگاهی ربود
# مرتضی الماسی #
معتاد شده اند
لب هایم
سر ساعت صفر عاشقی
برای چشیدن
طعم لب هایت
# مرتضی الماسی #
شب در آغوش تو
به سپیده میرسد
بخند با خنده هایت
سپیده میدمد
# مرتضی الماسی #
دست در زلفت می کنم
پریشان می شود
غارت قلبم کرده ای
هیچ دانی ، چسان ؟
# مرتضی الماسی #