” تو “

” تو ”

تنها بهانه ی

نفس کشیدنم هستی

در هزار تویِ

قلبم

تنها ” تو ” جا داری

# طیبه عبداللهی #

# مرتضی الماسی #

طعم لبت

نقش لبت
افتاده بر کنج لبم

دور از چشم همه
حک شده است

طعم لبت
روی لبم

# طیبه عبداللهی #

عشق ” تو “

صد جمله بگویم
از عشق ” تو ” هیچ است
کلامم

وقتی در پیش ” تو ” گیر است
” دلم ”

# طیبه عبداللهی #

قلمرو وجودت

چه آشوبی

به پا میکند

اندامم

بعد از تصرف

تمام قلمرو وجودت

سر انگشت دستانم

# طیبه عبداللهی #