خنده ای زد آفتاب از سر شوق
بشکفته لب گل از سر ذوق
به ترنم چکاوک دل
به نوازش نسیم بهار
جامه ی عشق به تن کرده جهان
می نوازد به مهر ساز زمان
دست در دست هم
رقصان لب مان از شیرینی بوسه
بگشاییم پنجره دل به بهار
# مرتضی الماسی #
بهار ۹۶
خنده ای زد آفتاب از سر شوق
بشکفته لب گل از سر ذوق
به ترنم چکاوک دل
به نوازش نسیم بهار
جامه ی عشق به تن کرده جهان
می نوازد به مهر ساز زمان
دست در دست هم
رقصان لب مان از شیرینی بوسه
بگشاییم پنجره دل به بهار
# مرتضی الماسی #
بهار ۹۶
بیرون میاید
آه
از لبانی که
حسرت بوسه
تورا دارد
# طیبه عبداللهی #
…
تو آمــــــــــــــــــــــــــــــدی
پاک ترین و قدّیس محــــــراب
با تو فصل ها به بهار رســید
ســـــــــــــــبزه و گل به بار رســــــید
به ترنـم ، عندلیب روزگار رســــــید
شِـکوهِ عشـق بر این دار رســــــید
1395/12/11
# مرتضی الماسی #
تو آمدی
پاک ترین و قدّیس محراب
سفیر نور و مهتاب
تعبیر رویا و خواب
قرار ، دل بی تاب
تن پوش سبز ، شعر ناب
زلال و پاکی و طراوت آب
شمیم نسیم بهار، سرمستی شراب
1395/12/11
# مرتضی الماسی #
زمان آبستن
عشق بی نهایتی بود
تا مهر ، خزان
ترانه ای شود
در دل زمستان
قلم ، پلی شود
برای وصل عاشقان
دیدگانت
به من آموختن ،
رسم پروانگی
لحظه هایم
با تو شد
به رنگ عشق و زندگی
#مرتضی الماسی #
در من می شکند
هزاران بعض نهفته در گلو
به عشق ” تو ”
تمام بغض هایم
سیب سرخی می شود
در آغوشت
موقع بوسیدن لب هایم
# طیبه عبداللهی #
رد پای چشمانم
در جاده انتظار
محو نگاه توست
# طیبه عبداللهی #
کلاف لب هایم را
بر دوک آغوشت می پیچم
تو قدری طنازی کن
من تا سپیده
بدور تو می چرخم
# مرتضی الماسی #